تبلیغات
وبلاگ گروهی بچه های هیات محبــــین آل طـــه(ع) یـــاسـوج - فراموش کردن دوست
وبلاگ گروهی بچه های هیات محبــــین آل طـــه(ع) یـــاسـوج
در كار فرهنگی هیچ وقفه‌ و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و كشور ما، تلاش فرهنگی است-مقام معظم رهبری

براستى در این روزگار و در جامعه ما این قبیل دوستان فراوانند و در میان آنها دارندگان انصاف بسیار اندكند, چنان كه امیرمؤمنان (ع ) فرموده است : اندكى ازدوستان داراى انصافند  به همین سبب است كه در میان مردم اثرى از برادرى صحیح و دوستى صادقانه نمى یابیم زیرا مردم از حقیقت اسلام و تعالیم آن دور و بیگانه اند.
اینك قرآن كه قانون اساسى اسلام است فریاد مى زند: ولاتعتدوا ان اللّه لایحب المعتدین
پـیـامـبـر اكـرم (ص ) تـصـریـح مـى كـنـد كـه :

  مـسلمان كسى است كه مردم از دست و زبان او ایمن باشند. امیرمؤمنان على (ع ) دوستى را مشروط به خالى بودن آن از اذیت و آزار دانسته و فرموده است : به دوستى كسى كه از آزار او ایمن هستى راغب باش
بـراى آن كه دوستان دچار این گونه نتایج بد و عواقب وخیم دوستى نشوند پیامبر خدا(ص )و ائمه اهـل بـیت (ع ) ما را از آزار و تعدى به دوست نهى فرموده و آن را تجاوز به حقوق دوستى و از میان بردن حرمت آن به شمار آورده اند.
پـیـامـبر خدا(ص ) فرموده است : براى مسلمان روا نیست كه به برادر دینى خود نگاهى اندازد كه موجب آزار او شود. نیز: هركس از برادر (دینى ) خود چیزى نقل كند و منظورش از میان بردن عدالت ومروت او باشد و از او عـیـبـجـویى كند خداوند به كیفر گناهش او را هلاك خواهد كرد تاآنگاه كه از عهده آنچه گفته است برآید و هرگز نخواهد توانست از عهده آن برآید.  امـیـرمـؤمنان (ع ) فرموده است : هركس براى برادر (دینى ) خود چاهى كند خودش در آن خواهد افتاد.  نـیـز: در كـمـال آدمـى تـو را همین بس كه آنچه را بدان ستوده نمى شود ترك كند .
تا آن جاكه مـى فـرمـاید: و از حسن مصاحبت اوست كه زحمت آزارش را از دوستش بردارد, و ازدوستى وى كثرت موافقت و سازگارى اوست
امـام صادق (ع ) فرموده است : براى برادر (دینى ) خویش چاه مكن تا در آن بیفتى زیراهمان گونه كه مى دهى داده مى شوى
نیز: هرگاه انسان به برادر (دینى ) خود اف بگوید پیوند ولایت آنها منقطع مى شود, وهرگاه به او بـگـویـد: تـو دشمن منى یكى از آن دو كافر مى شودو و هرگاه او رامتهم كندایمان در دل او مانند نمك در آب حل مى گردد. نیز: هركس برادر (دینى ) خود رابا سرزنش دیدار كند خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش خواهد كرد. اسـلام به سبب كثرت اهتمام خود به این كه دوستان به یكدیگر بدى و آزار نرسانند كسى را كه به برادر دینى , خود آزار رساند در دوستى دروغگو شمرده و كسى را كه با دروغ خود به برادر (دینى ) خویش سود رساند راستگو دانسته است و همین دلیل تو را بس است .
امـام صـادق (ع ) فـرمـوده اسـت : انسانى كه به دوستش راست مى گوید لیكن دوستش ازسخن راسـت او دچار زیان و مشقت مى شود در نزد خداوند دروغگو به شمار مى آید,همچنین انسانى كه بـه دوسـتـش دروغ مـى گوید و مى خواهد به او منفعتى برساند در نزدخداوند راستگو به حساب مى آید.  نـیز سختگیرى در احقاق تمام حق خود ازبرادر دینى خویش آزار رسانیدن و بدى كردن به اوست , چـنـان كـه امـام صـادق (ع ) بـه یكى از اصحابش فرموده است : چرا برادر (دینى )تو از تو شكایت مـى كند؟
عرض كرد: از این كه حق خود را به تمامى از او بگیرم از من شكایت مى كند .
امام (ع ) در حالى كه خشمگین بود نشست و سپس فرمود: گویا تصورمى كنى هرگاه حق خود را به تمامى از او بـگـیـرى به او بدى نكرده اى ؟
به من خبر ده آنچه را خداوند درباره گروهى نقل مى كند كه از بـدى حـسـاب در روز قیامت مى ترسند آیا ازاین حیث مى ترسند كه خداوند به آنان ستم كند؟
نه هـرگـز لـیكن از آن مى ترسند كه خداوند در حساب سختگیرى و موشكافى كند, و خداوند آن را سـوءالـحـسـاب نـامـیـده اسـت .
بـنـابراین هر كس در حساب تعمق و سختگیرى كند بدى كرده است .
.  آرى ائمـه اهـل بـیت (ع ) دستور مى دهند كه زندگى دوستان بر پایه انصاف و احسان و ترحم قرار داده شود و هیچ كس به دیگرى بدى نكند و به یكدیگر حسد نورزند.
امـام صـادق (ع ) فرموده است : دوستى به سه چیز نیاز دارد اگر آنها به كار گرفته شونددوستى بـرقـرار خـواهـد بـود و گـرنـه مـنـجر به جدایى و دشمنى خواهد شد: انصاف , ترحم ,و نداشتن حسد. نیز: سه چیز دوستى را جلب مى كند: انصاف در معاشرت , مواسات و همیارى درسختیها و داشتن قلب سلیم

فراموش كردن دوست

شـاید از بزرگترین جفاها و بدرفتاریها نسبت به دوست آن است كه او را به هنگامى كه غایب شود فـرامـوش كـنـى , زیـرا فـراموشى تو نشانه عدم استحكام پیوند میان تو و اوست ,چه اگر دوستى مـستحكم و برادرى راسخ و استوار و محبت پابرجا بود مى باید صورت دوست در هر جا كه باشى و به هر سو روآورى در پیش روى تو مجسم و نصب العین توباشد, نه تو او را فراموش كنى و نه او تو را از یاد برد هر چند زمانه میان شما جدایى انداخته و یكى از شما را از دیگرى دور كرده باشد.
از ایـن رو حكیمان فراموش كردن دوست را جفاى به او شمرده اند, و جفا بزرگترین ویران كننده بـنـاى دوسـتى و مهمترین عامل جدایى افكن میان دوستان است .
از این رو ائمه اهل بیت (ع ) به ما دستور داده اند به این كه دوست پیوسته جویاى حال دوست خود باشدو او را فراموش نكند.
امـام صادق (ع ) فرموده است : سزاوارترین دوست تو كه باید او را به یاد داشته باشى كسى است كه تو را فراموش نمى كند و شایسته ترین كس براى آن كه به او توجه كنى كسى است كه سودش براى تـو و زیـانـش متوجه دشمن توست , و سزاوارترین كس به این كه دربرابر او شكیبایى ورزى كسى است كه نسبت به وى چاره اى جز كنار آمدن با او ندارى .
تـرك رسـیـدگـى بـه حال دوست به سبب دورى از او موجب قطع پیوند برادرى است , چنان كه امیرمؤمنان (ع ) فرموده است : ترك رسیدگى به احوال دوست انگیزه بریدن ازاوست
از آن حـضرت درباره مروت و جوانمردى پرسیدند فرمود عبارت است از اطعام طعام ,رسیدگى به حال دوستان و خوددارى از آزار رسانیدن به همسایگان

وصیت امیرمؤمنان (ع ) به فرزندش امام حسن (ع )

درباره معاشرت با دوستان سـزاوار اسـت مـا این را به بخشى از وصیت جاوید امیرمؤمنان (ع ) به فرزندش امام حسن (ع ) پایان دهـیـم .
بـه خدا سوگند كه آن بزرگترین دستور اجتماعى و برترین قانون اخلاقى است كه همه مـبـانـى عـالیترین نمونه دوستى را در برگرفته و براى برقرارى برادرى و دوستى صادقانه راهى روشـن ترسیم كرده به طورى كه هر كس خواهان زندگى اجتماعى سعادتمندانه است از تدبر در معانى و عمل به محتواى آن بى نیاز نیست .
فـرمـوده اسـت : خود را وادار كن بر پیوستن به دوست خویش به هنگام جدایى او, و برمهربانى و دوسـتـى بـه هنگام روى گردانیدن او, و بر بخشش در وقت بخل ورزى او, و برنزدیكى به هنگام دورى جـسـتـن او, و بـر نرمى هنگام درشتى كردن او, و بر عذر در وقت بدكردارى او تا آن جا كه گویا تو او را بنده اى و او را بر تو نعمتى است .
و زنهار از این كه این روش را در غیر جاى خود به كار برى یا نسبت به كسى كه شایستگى آن را ندارد به جا آورى .
دشمن دوستت را به دوستى مگیر تا به دوسـت خـود دشـمـنى كرده باشى .
خدعه و فریب به كار مبر كه این خوى فرومایگان است .
براى دوسـتت پند را خالص وبى آلایش كن خواه (اندرز تو نزد او) نیكو باشد یا زشت .
و در همه احوال به او كـمـك كـن .
و بـا او بـاش در هـر جـا كـه باشد .
خواهان مجازات دوست خود مباش هر چند بر دهـنت خاك بپاشد .
به دشمنت احسان و نیكى كن كه آن شیرین تر از پیروزى است .
خشم راكم كم فرو ده چه من آشامیدنى شیرینتر و گواراتر از آن در پایان ندیدم .
با شك از دوستت مبر و پیوندت را با او بى آن كه خشنودى او را بخواهى قطع مكن .
در برابر كسى كه با تودرشتى مى كند نرم باش چـه زود بـاشد كه با تو از در نرمى درآید .
چقدر زشت است بریدن پس از پیوند, و جفا و بدرفتارى پس از رفاقت و برادرى , و دشمنى پس از دوستى ,و خیانت نسبت به كسى كه تو را امین دانسته , و عـمـل بـر خلاف گمان كسى كه به توامیدوار بوده است , و خیانت به كسى كه به تو اعتماد كرده اسـت .
و اگر خواستى ازدوست خود ببرى جاى مقدارى از دوستیت را باقى گذار كه اگر روزى مـایـل شـود بـدان بازگردد و كسى كه به تو گمان نیكى دارد گمان نیك او را تحقق ده .
و حق دوسـت خود رابه اطمینان دوستى میان تو و او تباه مكن زیرا آن كه حقش را تباه كرده اى دوست تونیست .
و نباید خانواده ات به سبب تو بدبخت ترین مردم باشند, و به كسى كه از تو دورى مى جوید رغـبـت مـكـن , و از آن كـه به تو رغبت دارد در صورت امكان معاشرت از اودورى مجوى , و نباید دوسـتـت بـر بـریـدن از تـو و بـدى كـردن به تو و بخل ورزیدن نسبت به تو و كوتاهى در فضل و بخششش از تو تواناتر باشد به این كه به او بپیوندى و به وى احسان كنى و درباره او بذل و بخشش روا دارى .
نـبـایـد ستم ستمكار بر تو گران آید چه او به زیان خود و سود تو مى كوشد و پاداش كسى كه تو را خشنود مى كند بدى كردن به او نیست
در این جا زمام قلم را مى كشیم چه گمان مى كنیم ما خواننده عزیز را به گنجینه علمى وثروت اخـلاقـى بـى مـانندى آگاه كرده ایم كه پیش از این در لابه لاى كتابها پراكنده و بر روى صفحات كـتـب دسـتـخوش تباهى بوده است .
این سرمایه بزرگ یكى از آثار خیر خاندان پاك پیامبر(ص ) و احـسـان آنها بر امت اسلامى بلكه همه جوامع بشرى است , و چقدر آثارخیر آنها زیاد و احسان آنها بسیار و حق آنها بزرگ است , اما بیشتر مردم ناسپاسند, و اگربه حق آنها ایمان آورند و از مخالفت بـا آنـان بپرهیزند خداوند ابواب بركات خود را ازآسمان و زمین به روى آنها خواهد گشود, لیكن آنها را تكذیب كردند و خداوند آنها را به كیفر اعمالشان مجازات كرد.
و آخر دعوانا ان الحمد للّه رب العالمین

دوستی در قرآن و حدیث :محمد ری شهری

منابع

قرآن كریم , كتاب جاوید خداوند.
نهج البلاغه , امام امیرالمؤمنین (ع ).
رساله حقوق , امام زین العابدین (ع ) عیون اخبارالرضا(ع ), شیخ صدوق .
مصادقة الاخوان , شیخ صدوق .
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال , شیخ صدوق .
بحارالانوار, مجلسى .
مكارم الاخلاق , ابى نصرحسن طوسى .
مشكاة الانوار, ابى الفضل على طبرسى .
كنز الفوائد, كراجكى .
جامع السعادات , نراقى .
احیاء العلوم , غزالى .
ارشاد القلوب , دیلمى .
جامع الاحادیث , ابى محمد قمى .
وافى , ملامحسن فیض .
تحف العقول , ابى محمد حسن حرانى الصداقة والصدیق , ابى حیان توحیدى .
كشف الغمة , ابى الفتح اربلى .
مجمع البحرین , شیخ فخرالدین طریحى .
المواعظ العددیة , سید محمد حسینى عاملى .
الدرر اللامعه , سید محمد باقر موحدابطحى .
الاصول الستة عشر, گروهى از دانشمندان .
خصائص الشیعة , سید محمد مهدى قزوینى .
اعیان الشیعة , سید محمد امین .
انیس النفس , شیخ نظرعلى حائرى .
جوامع الاداب , شیخ جمال الدین دمشقى .
لباب الاداب , اسامة بن منقذ.
الاخلاق والواجبات , شیخ عبدالقادر غربى .
الامام الصادق (ع ), شیخ محمد حسین مظفر الحسن بن على (ع ) كامل سلیمان .
الخلق الكامل , محمداحد جادالمولى .
اخلاق آل محمد(ص ) شیخ موسى سبتى .
خلق المسلم , محمد غزالى .
حكم الامام على (ع ), لكورینلوس .
السعادة والسلام , لرد افبرى .
آئین دوست یابى , دیل كارنگى .



نوشته شده در تاریخ 1388/07/20 توسط سعید

قالب وبلاگ