تبلیغات
وبلاگ گروهی بچه های هیات محبــــین آل طـــه(ع) یـــاسـوج - آثار دوستی در راه خدا
وبلاگ گروهی بچه های هیات محبــــین آل طـــه(ع) یـــاسـوج
در كار فرهنگی هیچ وقفه‌ و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و كشور ما، تلاش فرهنگی است-مقام معظم رهبری

آثار دوستىِ در راه خدا      

 

 

*      كمال ایمان

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركه داراى سه صفت باشد ، طعم ایمان را دریافته است : آن كه دیگرى را تنها براى خدا دوست مى دارد؛ آن كه خدا و پیامبرش نزدش محبوب تر از هر چیز دیگرى باشند ؛ و آن كه اگر او را در آتش اندازند ، برایش خوشایندتر از آن باشد كه پس از آن كه خداوند او را از كفر نجات داده است ، به سوى كفر بازگردد .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركس از یافتن شیرینىِ ایمان ، شادمان مى شود ، اگر كسى را دوست مى دارد ، تنها براى خداوند عزّوجل دوستش بدارد .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هیچ بنده اى حقیقتِ محض ایمان را درنمى یابد ، تا آن كه براى خدا دوست بدارد و براى خدا دشمن بدارد ، و چون براى خداوند تبارك و تعالى دوست داشت و براى خداوند تبارك و تعالى دشمن داشت ، شایستگى دوستى از سوى خدا را به دست خواهد آورد . در حقیقت ، اولیاى من از بندگانم و خلقم ، كسانى هستند كه با یاد من از آنان یاد شود و با یاد آنان ، از من یاد گردد .

 

    .امام حسن عسكرى علیه السّلام ـ به نقل از پدرانش ـ : رسول خدا روزى به یكى از یارانش فرمود : «اى بنده خدا ! در راه خدا دوست بدار ، در راه خدا دشمن بدارد ، در راه خدا دوستى بورز و در راه خدا دشمنى بورز ؛ زیرا ولایت خدا ، جز از این راه به دست نمى آید و انسان ، گرچه نماز و روزه اش بسیار باشد ، طعم ایمان را درنمى یابد ، مگر آن كه چنین باشد؛ لیكن امروز ، بیشتر دوستى ها و برادرى هایتان براى دنیا و در راه آن است . بر اساس آن ، با یكدیگر دوستى مى كنند و براى آن با یكدیگر دشمنى مى ورزند؛ حال آن كه این دوستى و دشمنىِ در برابر خداوند ، هیچ سودى برایشان ندارد» .

آن مرد گفت : «اى رسول خدا ! چگونه بدانم كه در راه خدا دوستى و دشمنى كرده ام ؟ و دوست خدا كیست تا با او دوستى كنم و دشمن خدا كیست تا با او دشمنى ورزم ؟». رسول خدا به على علیه السّلام اشاره كرد و به آن مرد فرمود : «آیا او را مى بینى ؟». گفت : «آرى» . فرمود : «دوست او ، دوست خداست ، پس با او دوستى كن و دشمن او دشمن خداست ، پس با او دشمنى كن ؛ با دوست او دوستى كن ، گرچه قاتل پدر و پسرت باشد ، و با دشمن او دشمنى كن ، گرچه پدر و پسرت باشند» .

 

    .امام صادق علیه السّلام : هركه براى خدا دوست بدارد ، براى خدا دشمن بدارد و براى خدا ببخشد ، از كسانى است كه ایمانشان كامل شده است .

 

 

*      بریدن دنباله شیطان

    .امام صادق علیه السّلام ـ به نقل از پدرانش ـ : پیامبر صلّى الله علیه و آله به یارانش فرمود : «هان! شما را از كارى خبر دهم كه اگر انجامش دهید ، شیطان از شما دور مى شود، آن گونه كه مشرق از مغرب دور شده است ؟». گفتند : «آرى» . فرمود : «روزه ، روسیاهش مى كند؛ صدق ، پشتش را مى شكند؛ دوستى در راه خدا و همیارى بر انجام كردار شایسته ، دنباله اش را مى بُرَد و استغفار ، رگ گردنش را قطع مى كند» .

 

    .امام باقر علیه السّلام : بر شما بادْ دوستى در راه خدا ، ابراز محبّت و همیارى در جهت انجام كردار شایسته كه این كار ، دنباله آن دو ـ یعنى شیطان و سلطان ـ را مى بُرد .

 

 

*      یك رنگى در دوستى

    .امام على علیه السّلام : بر اساس برادرى در راه خداست كه دوستى به یكرنگى مى انجامد.

 

    .امام على علیه السّلام : هركه مصاحبتش در راه خدا باشد ، مصاحبتش گرامى و دوستى اش راست و درست است .

 

    .امام على علیه السّلام ـ در دیوان منسوب به ایشان آمده است ـ :

 

 هر دوستىِ براى خدا ، به یكرنگى مى انجامد؛ حال آن كه هیچ برادرى اى بر بنیاد فسق،به یكرنگى نمى انجامد. / تا مرا مى بینند، دوستى را ادامه مى دهند و تا دیدار مى پاید ، و دوستى پاینده است . / هرگاه از آنان بى نیاز شوى ، دوستان هستند و چون مصیبتى در رسد، دشمنان اند . / و چون از یكى دورم سازم ، با من دشمنى مى كند و چنان كیفرم مى دهد كه مرا خود ، بس است .

 

 

*      بقاى دوستى تا روز قیامت

*      قرآن

*      دوستان در آن روز ـ جز پرهیزگاران ـ دشمن یكدیگرند .

 

*      حدیث

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : چون روز قیامت شود ، پیوندهاى خویشى بریده شود ، تبار و نسبتِ خویشى كاسته گردد و برادرى ها ـ جز برادرىِ خدایى ـ از میان برود؛ و این است مقصود گفته خداوند متعال : «دوستان در آن روز ، دشمن یكدیگرند ، جز پرهیزگاران» .

 

    .امام على علیه السّلام : مردم ، برادران اند ، پس هركه برادرى اش در جهت خدا نباشد ، در حقیقتْ دشمنى است ؛ و این است گفتار خداوند عزّوجل : «دوستان در آن روز ، دشمن یكدیگرند ، جز پرهیزگاران» .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : خداوند ، دوستى و محبّت ما را دوستى و محبّت مخلصان قرار داده است .

 

    .امام على علیه السّلام : خداوند متعال ، دوستى ما را جزو دین قرار داد و ما را به زیور پرهیزگاران آراست و فرمانبرى شما را برایتان نگه داشت تا ما و شما را بدان وسیله برادرانى بر تخت هایى روبروى هم ، قرار دهد .[1]

 

    .حارث : از امام على علیه السّلام نقل مى كند كه ایشان درباره دو دوستِ مؤمن و دو دوستِ كافر فرمود : امّا دو دوست مؤمن كه زندگى شان را بر اساس دوستى در راه فرمانبرى از خدا گذاردند و بر اساس آن ، به یكدیگر بخشش ها كردند و به یكدیگر مهر ورزیدند ، چون یكى شان پیش از دیگرى بمیرد و خداوند ، جایگاه او را در بهشت به او نشان دهد ، به شفاعت از دوستش مى پردازد و مى گوید : «پروردگارا ! دوستم ، فلانى ، مرا به فرمانبرى از تو فرمان مى داد و از معصیت و نافرمانىِ تو بازم مى داشت. پس او را بر همان هدایتى كه مرا بر آنْ استوار داشتى، استوار بدار ، تا آنچه را به من نشان داده اى، به او نیز نشان دهى» . خداوند نیز دعاى او را مستجاب مى كند و چون این دو یكدیگر را نزد خداوند عزّوجل مى بینند ، هر یك از آنان به دوستش مى گوید : «خداوند به توىِ دوست پاداش خیر دهد . تو مرا به فرمانبرى از خدا فرمان مى دادى و از نافرمانى او بازم مى داشتى» .

 امّا دو كافرى كه بر اساس نافرمانى خدا با یكدیگر دوستى كردند و بر اساس آن ، به یكدیگر بخشش ها نمودند و مهر ورزیدند ، پس چون یكى شان پیش از دوستش بمیرد و خداوند تبارك و تعالى ، جایش را در آتش به او نشان دهد ، مى گوید : «پروردگارا ! فلانى ، دوستم ، مرا به نافرمانى از تو فرمان مى داد و از فرمانبرى ات، بازم مى داشت. پس او را بر ادامه گناهانى كه مرا بر آن استوار داشت ، استوار بدار تا عذابى را كه به من نشان دادى ، به او نیز نشان بدهى» . پس چون روز قیامت ، یكدیگر را نزد خداوند مى بینند ، هریك از آنان به دوستش مى گوید : «خداوند به توىِ دوست ، پاداش بد دهد. مرا به نافرمانى از خدا فرمان مى دادى و از فرمانبرى اش بازم مى داشتى». سپس حضرت این آیه را خواند : «دوستان در آن روز، دشمن یكدیگرند ، جز پرهیزگاران» .[2]

 

    .انس : شنیدم كه رسول خدا به على بن ابى طالب علیه السّلام مى فرمود : «اى على ! بر شمار دوستان، از مؤمنان نام آور بیفزاى كه چه بسا شناختى در دنیا كه بركت در آخرت است» . در نتیجه ، على علیه السّلام مدتى را به سر برد كه در آن ، هر كس را مى دید ، براى ذخیره آخرت به دوستى مى گرفت . پس از مدّتى ، نزد رسول خدا آمد و ایشان به او فرمود : «در باب فرمانم چه كردى ؟». على علیه السّلام پاسخ داد : «اى رسول خدا ! آنچه را فرمودى ، به جاى آوردم» . حضرت به او فرمود : «برو و آنان را بیازماى». على علیه السّلام نیز پس از آزمودشان سرافكنده بازگشت. پیامبر صلّى الله علیه و آله لبخندزنان به او فرمود : «اى على ! گمان نكنم كه جز فرزندان آخرت ، كسى با تو مانده باشد!» . على علیه السّلام پاسخ داد : «سوگند به آن كه تو را برانگیخت ، همین طور است» . پس از آن ، پیامبر صلّى الله علیه و آله به او فرمود : «'دوستان در آن روز ، دشمن یكدیگرند ، جز پرهیزگاران .` اى على ! به خودت بپرداز ، زبانت را نگه دار و در باب كسانى از اهل روزگارت كه با آنان معاشرت دارى ، بیندیش ، تا ایمن بمانى و سود ببرى» .

 

 

 

 

*      شفاعت رسول خدا

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : من از هنگام بعثتم تا روز قیامت ، شفیع هر آن دو تنى هستم كه در راه خدا با یكدیگر ، دوستى و برادرى مى كنند .

 

    .یحیى بن حسین : برایمان گفته اند كه رسول خدا مى فرمود: من از هنگام بعثتم تا روز قیامت، شفیع هر دو برادرى هستم كه در راه خدا با یكدیگر دوستى مى كنند.

 

 

 

*      فراوانىِ شفیعان

*      قرآن

*      نه ما را شفیعانى است ، نه دوستى مهربان .

 

*      حدیث

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : اى انس! بر شمار دوستان بیفزا كه آنان ، شفیع یكدیگرند .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : از مؤمنانِ نامور ، بر شمار دوستان بیفزایید ؛ زیرا روز قیامت ، هر مؤمنى را نزد خداوند ، شفاعتى است .

 

    .امام صادق علیه السّلام : چنان منزلت دوست ، والا و بزرگ است كه حتّى دوزخیانِ در آتش ، پیش از آن كه خویشاوندان و نزدیكان را بخوانند ، آنان را مى خوانند و از آنان یارى مى خواهند . خداوند عزّوجل ، از زبان آنان چنین خبر مى دهد : «نه ما را شفیعانى است و نه دوستى مهربان»

 

*      ایمنى در روز قیامت

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : دوستان خدایى ، در آن روزى كه سایه اى جز سایه خدا نیست ، در سایه عرش خدا هستند . مردم وحشت مى كنند؛ امّا آنان ، وحشت نمى كنند و مردم مى هراسند؛ امّا آنان نمى هراسند .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هفت تن را خداوند ، در روزى كه سایه اى جز سایه اش نیست ، بر آنان سایه مى افكند : . . . و دو تن كه در راه خدا با یكدیگر دوستى مى كنند و بر اساس آن ، گِرد یكدیگر مى آیند و از یكدیگر جدا مى شوند .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : دوستان خدایى ، روزى كه سایه اى جز سایه خدا نیست ، در سایه عرش هستند و پیامبران و شهیدان ، به منزلت آنانْ رشك مى برند .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : خداوند ، روز قیامت مى فرماید : آنان كه به وسیله جلال من با یكدیگر دوستى كرده اند ، كجایند ؟ امروز در سایه ام بر آنان سایه مى افكنم ؛ روزى كه سایه اى جز سایه من نیست .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هرگاه دو تن در راه خدا با یكدیگر دوستى كنند ، خداوند ، برایشان كرسى اى مى نهد و آنان را بر آن مى نشانند تا خداوند عزّوجل ، از حساب [خلق فراغت یابد .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال مردى بادیه نشین ، درباره مردمانى كه نه پیامبرند و نه شهید ، امّا پیامبران و شهیدان ، به سبب جایگاه و منزلت نزدیكشان به خداوند ، بر آنان رشك مى برند ـ : آنان ، مردمانى هستند از مردم گمنام و قبایل ناشناخته و غریب كه پیوند خویشاوندى میانشان وجود ندارد؛ بلكه در راه خداوند عزّوجل ، با یكدیگر دوستى ورزیده اند و با هم ، یكرنگ شده اند . خداوند روز قیامت ، برایشان منبرهایى از نور مى نهد و آنان را بر آنها مى نشاند و چهره هایشان را نورانى و لباس هایشان را فروزان مى سازد. روز قیامت،مردم مى هراسند؛ امّا آنان نمى هراسند، و آنان، اولیاى خدا هستند كه نه بر آنان ترسى است و نه اندوهگین مى شوند .

 

 

*      حرام شدن بر دوزخ

    .امام باقر علیه السّلام : چون خداوند با موسى بن عمران علیه السّلام سخن راند ، موسى گفت : «بارالها ! پاداش آن كه به سبب دوستىِ تو ، فرمانبرانت را دوست بدارد ، چیست ؟». فرمود : «اى موسى ! پیكرش را بر آتشم حرام مى سازم»

 

 

*      بى حسابرسى به بهشت درآمدن

    .ابوحمزه ثمالى : از امام باقر از پدرانش علیهم السّلام از رسول خدا نقل مى كند كه چون روز قیامت شود ، خداوند، همه خلایق را در یك عرصه گِرد آورد . . . آن گاه منادیگرى از سوى خداوند عزّوجل، بانگ مى زند و آخرینشان را چنان مى شنواند كه اوّلینشان را مى شنواند و مى گوید : «همسایگان خداوند ـ جلّ جلاله ـ در خانه اش كجایند ؟». گروهى از مردم، از جاى برمى خیزند و جمعى از فرشتگان به استقبالشان مى روند و به آنان مى گویند:«در دنیا چه مى كردید كه به سبب آن، امروز همسایگان خداوند متعال در خانه اش هستید ؟». آنان پاسخ مى دهند : «ما در را خداوند عزّوجل، یكدیگر را دوست مى داشتیم، در راه خدا به یكدیگر مى بخشیدیم و در راه خدا یكدیگر را یارى مى دادیم» .

پس از آن ، منادیگرى از سوى خداوند بانگ مى زند : «بندگانم راست مى گویند . رهایشان كنید تا بى حسابرسى به بهشت درآیند و در جوار خداوند ، جاى گیرند» . پس بى حسابرسى به بهشت درمى آیند .

آن گاه امام باقر علیه السّلام فرمود : «اینان، همسایگان خداوند در خانه اش هستند . مردم مى ترسند ؛ امّا آنان نمى ترسند . از مردم حسابرسى مى شود ؛ امّا از آنان ، حسابرسى نمى شود .

 

    .ابوحمزه ثمالى از امام سجاد علیه السّلام ـ : چون خداوند ، اوّلین و آخرینِ خلق را گرد آورد ، منادیگرى برمى خیزد و در حالى كه مردم را مى شنواند ، مى گوید : «دوستانِ خدایى كجایند ؟». حضرت فرمود: پس گروهى از مردم برمى خیزند . به آنان گفته مى شود : «بى حسابرسى به بهشت درآیید». آن گاه حضرت فرمود : پس فرشتگان ، آنان را مى بینند و مى پرسند : «كجا ؟». پاسخ مى دهند : «بى حسابرسى به سوى بهشت [مى رویم]». حضرت فرمود كه از آنان مى پرسند : «از كدام گروه مردمان هستید؟». پاسخ مى دهند: «ما دوستانِ خدایى هستیم» . حضرت فرمود : پس مى پرسند : «اعمالتان چه بود ؟». پاسخ مى دهند : «در راه خدا دوست مى داشتیم و در راه خدا دشمن مى داشتیم» . حضرت فرمود : پس فرشتگان مى گویند : «چه نیك است پاداش عاملان [به خیر]» .

 

 

*      درجات بهشت

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركه در راه خدا با كسى برادرى كند ، خداوند در بهشت، او را به چنان منزلت والایى برمى كشد كه با دیگر اعمالش بدان دست نمى یابد .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هرگاه خداوند متعال میان مؤمنان ، برادرى پدید آورد ، براى هریك از آنان نیز درجه و منزلتى پدید مى آورد .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركه در راه خدا و براى خدا برادرى را دوست بدارد و به او بگوید : «من تو را براى خدا دوست دارم» ، چون همگى به بهشت درآیند ، كسى كه در راه خدا دیگرى را دوست داشته است ، به سبب این دوستى منزلتش از دیگرى بالاتر خواهد بود .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركس در راه اسلام ، برادرى تازه را به دوستى بگیرد ، خداوند در بهشت ، برایش برجى از گوهر مى سازد .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هرگاه كسى در راه خداوند عزّوجل ، پیمان برادرى با دیگرى پدید آورد ، خداوند در بهشت ، برایش خانه اى خواهد ساخت .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : غرفه هاى دوستداران خدایى در بهشت ، همچون ستاره درخشان شرقى یا غربى دیده مى شود . پس گفته مى شود : «اینان كیستند ؟». پاسخ داده مى شود : «اینان، دوستداران در راه خداوند عزّوجل هستند» .

 

    .أعلام الدین : پیامبر اكرم صلّى الله علیه و آله فرمود : «من مردمى را مى شناسم كه در روز قیامت، نزد خداوند متعال منزلتشان چون من است و نه پیامبر هستند و نه شهید؛ امّا پیامبران و شهیدان، به سبب منزلتشان بر آنان رشك مى برند». پرسیدند: «اى رسول خدا! آنان كیستند؟». فرمود: «مردمى كه نه براى پیوند خویشاوندى و نه به سبب مال؛ بلكه تنها در راه روح خدا با یكدیگر برادرى كرده اند. سوگند به آن كه جانم در دست اوست كه چهره هایشان را نورى است و خود، برخوردار از نورند . چون مردم اندوهگین شوند، اندوهگین نگردند و چون مردم بترسند ، نترسند» . سپس حضرت این گفته خداوند متعال را برخواند : «هان ! بر اولیاى خدا ترسى نیست و آنان، اندوهگین نمى شوند» .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : خداوند عزّوجل فرمود : دوستان در راه جلال مرا منبرهایى از نور است و پیامبران و شهیدان ، بر آنانْ رشك مى برند .

 

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : روز قیامت، دوستان در راه خدا ، بر زمینى از زبرجد سبز و در سایه عرش خدا و در كنار دست راستش ـ حال آن كه هر دو دستش راست است ـ قرار دارند و چهره هایشان سفیدتر و درخشان تر از خورشید تابان است . به سبب منزلتى كه دارند ، هر فرشته مقرّب و پیامبر مُرسلى، بر آنان رشك مى برد و مردم مى گویند : «اینان كیستند ؟». پس گفته مى شود : «اینان ، دوستانِ در راه خدا هستند» .

 

    .عبدالله بن مسعود : رسول خدا فرمود : دوستان در راه خداوند عزّوجل ، در بهشت بر تكیه گاه هایى از یاقوت سرخ قرار دارند و از فراز ، بر بهشت مى نگرند و چون یكى از آنان از فراز به بهشت بنگرد ، زیبایى اش خانه هاى بهشتیان را پُر مى كند . پس بهشتیان مى گویند : «بیرون رویم تا دوستانِ در راه خداوند عزّوجل را ببینیم» . آن گاه بیرون مى آیند و به آنان مى نگرند كه هر یك از آنان ، چهره اش چون ماه شب چهارده مى درخشد و بر پیشانى هایشان نوشته شده است : «اینان اند ، دوستانِ در راه خداوند عزّوجل» .

 

    .امام صادق علیه السّلام : روز قیامت ، دوستان در راه خدا بر منبرهایى از نور قرار دارند و نورِ چهره هایشان و نورِ پیكرهایشان و نورِ منبرهایشان ، همه چیز را روشن كرده و بر آنها تابیده است ، تا آنجا كه با این نور شناخته مى شوند و گفته مى شود : «اینان ، دوستان در راه خداوند هستند» .

 

    .امام رضا علیه السّلام : هركه در راه خداوند برادرى به دست آورد ، در بهشت ، خانه اى به دست آورده است .

 

 

*      پیشى گرفتن به سوى بهشت

    .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : روز قیامت ، نخستین كسانى كه بر حوض [كوثر وارد مى شوند ، دوستان در راه خداوند عزّوجل هستند .

 

سخنى درباره آثار دوستى براى خدا

در بخش اوّل این كتاب ، ثابت شد كه اسلام ، دین محبّت است و جامعه مطلوب در اسلام ، جامعه اى است مبتنى بر محبّت ، و در بخش دوم ، توضیح دادیم كه محبّت خدا ، اصلى ترین پایه هاى سازندگى فردى و اجتماعى و تكامل مادّى و معنوى انسان است .

مهم ترین نكته اى كه از جمع بندى و دقّت در آیات و احادیث بخش سوم مى توان به دست آورد ، این است كه دوستىِ براى خدا ، تنها راه رسیدن به جامعه آرمانى مبتنى بر محبّت است و جز از این طریق ، عداوت و فساد و تباهى از زمین ریشه كن نخواهد شد و جامعه بشر ، به زندگى دلخواه نخواهد رسید .

 

ریشه عداوت

اگر دشمنى ها و تباهى ها را در سطح جهان با دقّت ریشه یابى كنیم ، به این نقطه مى رسیم كه اساس همه فتنه ها و فسادها ـ چنان كه قبلاً اشاره شد ـ خودخواهى است . جنگ ها ، خونریزى ها ، جنایت ها ، زشتى ها و پلیدى ها و همه رذایل اخلاقى و عملى ، ریشه در خودخواهى انسان دارد[3] و اگر این اصلى ترین اصلِ فتنه ها علاج شود ، عداوت جاى خود را به محبّت مى دهد و جامعه بشر ، طعم شیرین محبّت را خواهد چشید .

 

مبدأ محبّت

علاج خودخواهى ، خداخواهى است.[4] تا انسان خداخواه نشود ، از خود تهى نمى گردد و تا از خود تهى نگردد ، نمى تواند حقیقتاً دیگرى را دوست بدارد . لذا در حدیث قدسى آمده است : «یَابنَ آدَمَ! كُلٌّ یُریدُكَ لِأَجلِهِ وَأنَا اُریدُكَ لِأَجلِكَ»[5]؛ یعنى هركس كه مى گوید تو را دوست دارم ، تو را براى تأمین نیاز و منفعت خود مى خواهد. تنها خداوند بى نیاز است كه انسان را براى انسان مى خواهد ، نه براى خود .

و بر این اساس ، انسان به هر میزانى كه از خود تهى باشد و از خدا پُر، مى تواند دیگران را به همان اندازه حقیقتاً دوست داشته باشد ، و بدین سان، رازِ تأكید اسلام بر دوستى براى خدا آشكار مى شود كه تنها كسانى واقعاً انسان ها را دوست دارند و هوادار واقعى مردم اند كه محبّت آنها براى خدا باشد .

علّت شكست ماركسیسم در شعار طرفدارى از خلق ، این است كه طرفدارى واقعى خلق ، بدون توجّه به خالق ، امكان پذیر نیست . كسى كه مردم را براى خدا دوست ندارد و براى او هوادار خلق نیست ، ممكن نیست منافع شخصى خود را در نظر نگیرد . محبّتى كه برپایه منافع خود باشد ، در واقعْ محبّت به دیگرى نیست؛ بلكه نوعى خودخواهى در چهره دیگرخواهى و محبّت به دیگران است . از این رو ، وجود و تداوم آن ، دائرمدار منافع است . هر وقت كه محب احساس كند محبوب نمى تواند سود و خواسته او را تأمین كند ، محبّتش زایل مى شود و چه بسا دوستى ها كه تبدیل به دشمنى مى گردد . لذا متون اصلى اسلام، تأكید دارند كه تنها دوستى هایى كه بر پایه دین و براى خدا باشد ، تداوم خواهد یافت و دوستى هایى كه بر پایه خودخواهى و منافع شخصى باشد ، دیر یا زود ، تبدیل به دشمنى خواهد شد :

الْأَخِلَّآءُ یَوْمَـلـِذِم بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ [6] .

دوستان در آن روز دشمن یكدیگرند ، جز پرهیزگاران .

بنابراین ، فلسفه دوستى براى خدا این است كه ساماندهى جامعه مطلوب انسانىِ مبتنى بر محبّت ، راهى جز این ندارد .

 

*                 فلسفه دشمنى براى خدا

سؤال مهمى كه این جا ممكن است به ذهن برسد ، این است كه اگر اسلامْ هوادار جامعه مبتنى بر محبّت است ، چرا پیروان خود را به دشمنى براى خدا تشویق مى كند و دشمنى براى خدا را مانند دوستى براى او واجب مى داند و آن را «محكم ترین ریسمان ایمان و برترین عمل»[7] مى خواند ؟ علاوه بر این ، چه ضرورتى دارد كه انسان ، به جاى دوستى با دیگران با آنان دشمنى كند و اساساً ، دشمنى كردن با دیگران ، چه دردى از دردهاى اجتماعى را درمان مى كند و كدام مشكل را حل مى نماید ؟ و در یك جمله ، فلسفه دشمنى براى خدا چیست ؟

 

*                 معناى دشمنى براى خدا

براى دانستن چرایىِ دشمنى براى خدا ، ابتدا باید دید كه معناى آن چیست . اگر دشمنى براى خدا درست تفسیر گردد ، فلسفه آن ، نیاز به بیان ندارد .

دشمنى براى خدا ، بدین معناست كه دشمن ، خصومت شخصى با فرد مورد دشمنى ندارد و دشمنى او به دلیل منافع شخصى نیست . دشمنى او با كسى كه او را دشمن مى دارد ، براى خداست ، نه براى خود . بدین سان ، میان دشمنى براى خدا و دشمنى براى خود ، تفاوت جوهرى وجود دارد .

دشمنى براى خود و براى تأمین منافع فردى و گروهى ، مبدأ همه فسادها و فتنه ها و ویرانى هاست؛ اما دشمنى براى خدا ، مانند دوستى براى خدا مبدأ انواع خیرات و بركات و سازندگى هاى فردى و اجتماعى است .

به عبارت دیگر ، دشمنى براى خدا ، دشمنى براى تأمین منافع مردم است؛ چه این كه دشمنى انسان براى خداوند متعال نمى تواند كارساز باشد ؛ زیرا او بى نیاز مطلق است . تنها انسان و جامعه انسانى از دوستى و یا دشمنى براى خدا سود مى برد .

محبّت كردن به كسانى كه به جامعه انسانى رحم نمى كنند ، بسیار خطرناك است و به فرموده امام على علیه السّلام :

رَحمَةُ مَن لا یَرحَمُ تَمنَعُ الرَّحمَةَ ، وَاستِبقاءُ مَن لا یَبقى یُهلِكُ الاُمَّةَ .[8]

محبّت كسى محبّت نمى كند مانع رحمت است و آرزوى دوام آن كه نمى ماند، نابودى جامعه است.

مقتضاى محبّت به جامعه انسانى ، دشمنى با چنین عناصر خطرناك و كوتاه كردن دست آنها از تجاوز به حریم انسانیت است .

بر این اساس ، فلسفه دشمنى براى خدا ، مبارزه با موانع شكوفایى ارزش هاى انسانى و پاك سازى جامعه از عناصر ضدر ارزشى است . اهمیّت این مبارزه ، نه تنها كمتر از تلاش براى ساماندهى جامعه مبتنى بر محبّت نیست؛ بلكه جزئى از این تلاش محسوب مى شود .

 

*                 بغض ریشه در حب دارد !

علاوه بر آنچه در چرایىِ دشمنى براى خدا ذكر شد ، اصولاً بغض ریشه در حب دارد و محبّت واقعى ، همیشه با مبغضت همراه است . انسان به هر چیزى علاقه پیدا كند ، به طور طبیعى از ضدّ آن متنفّر مى گردد . انسان نمى تواند كسى را واقعاً دوست داشته باشد و دشمن او را دشمن ندارد . بغض دشمنان ، در حقیقتْ یكى از روشن ترین دلایل واقعى بودن دوستىِ مدعیانِ محبّت است . از این رو ، در نصوص اسلامى دشمنى براى خدا در كنار دوستى براى خدا ، مورد توجّه و تأكید است .

بار خدایا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و ما را اُنس گیرنده با خودت و گریزان از غیر ، بهره مند از یادت و علاقه مند به دیدارت قرار ده !

بار خدایا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و در هنگامه غفلت ، با یادت آگاهم ساز و در فرصت ها ، به طاعت و بندگى مشغولم دار و راهى آسان به سوى دوستى ات فرارویم بگشا و بدین گونه ، خیر دنیا و آخرت را برایم كامل كن !

از ما بپذیر ، اى تبدیل كننده بدى ها به خوبى ها ! اى مهربان ترینِ مهربانان !     

 

 

*                 پانوشت ها    

1 . امالى مفید : ص 269 ح 3 ، امالى طوسى : ص 31 ح 31 هر دو از ابو اسحاق همدانى ، بحار الانوار : ج 77 ص 391 ح 11 .

2 . تفسیر قمى : ج 2 ص 287 ، بحار الانوار : ج 7 ص 173 ح 4 ، شعب الایمان : ج 7 ص 56 ح 9443 ، تفسیر ابن كثیر : ج 7 ص 224 ، كنز العمال : ج 2 ص 499 ح 4595 .

3 . ر. ك : ص 331 (تحقیقى در بنیاد محبّت خدا) ، ص 337 (درمان دنیا دوستى) .

4 . ر . ك : ص 338 (رمز خودسازى) .

5 . ر . ك : ص 297 ح 933 (من دوستت دارم ، پس دوستدارم باش) .

6 . سوره زخرف ، آیه 67 . در این باره ر . ك : ص 103 (آنچه دوستى را پایدار مى كند) .

7 . ر . ك : ص 499 (1 / 3. استوارترین دستاویز ایمان) .

8 . غرر الحكم ، حكمت 5430 .

 

        

*                 دوستى در قرآن و حدیث

قالب وبلاگ