تبلیغات
وبلاگ گروهی بچه های هیات محبــــین آل طـــه(ع) یـــاسـوج - احکام دوستی
وبلاگ گروهی بچه های هیات محبــــین آل طـــه(ع) یـــاسـوج
در كار فرهنگی هیچ وقفه‌ و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و كشور ما، تلاش فرهنگی است-مقام معظم رهبری

((احكام دوستى))

 

v     آنان كه دوستى شان واجب است

 

v     قرآن

بگو : اگر پدرانتان ، فرزندانتان ، برادرانتان ، همسرانتان ، خویشاوندانتان و اموالى كه اندوخته اید و تجارتى كه از كسادِ آن بیم دارید و خانه هایى كه بدان دلخوش هستید ، برایتان از خدا و فرستاده اش و جهاد در راهش دوست داشتنى تر است ، منتظر باشید تا خدا فرمان خویش بیاورد ، و خدا مردم فاسق را هدایت نخواهد كرد .

بگو : بر این رسالت ، مزدى از شما ، جز دوست داشتن خویشاوندان ، نمى خواهم .

 

v     حدیث

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هیچ بنده اى ایمان نمى آورد ، مگر آن كه من برایش دوست داشتنى تر از خودش باشم و خاندانم برایش ارجمندتر از خاندانش باشند و خانواده ام برایش دوست داشتنى تر از خانواده اش باشند و هستى ام برایش دوست داشتنى تر از هستى خودش باشد .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هیچ یك از شما ایمان نمى آورد ، مگر آن كه من برایش از پدرش ، فرزندش و همه مردم ، دوست داشتنى تر باشم .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هیچ یك از شما ایمان نمى آورد ، مگر آن كه خدا و رسولش براى او از هر چیز دیگرى دوست داشتنى تر باشند، و تا آن كه در آتش افتادن، برایش دوست داشتنى تر از بازگشت به كفر باشد ، پس از آن كه خداوند او را از آن نجات بخشیده باشد . هیچ یك از شما ایمان نمى آورد ، مگر آن كه من برایش دوست داشتنى تر از فرزندش ، پدرش و همه مردم باشم .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هیچ بنده اى ایمان نمى آورد ، مگر آن كه من برایش دوست داشتنى تر از خودش و خانواده ام برایش دوست داشتنى تر از خانواده اش و گوهر و هستى ام برایش دوست داشتنى تر از گوهر و هستى اش باشد .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هیچ بنده اى در روز قیامت ، قدمى بر نمى دارد ، مگر آن كه از او درباره چهار چیز پرسش شود: از عمرش كه در چه راهى به سر آورده است؛ از پیكرش كه در چه راهى فرسوده است ؛ از مالش كه آن را از چه راهى به دست آورده و در چه راهى صرف كرده است ؛ و از دوستى ما اهل بیت .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : دوستى من ، با قلب بنده اى آمیخته نمى شود ، مگر آن كه خداوند پیكرش را بر آتش ، حرام خواهد كرد .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : پروردگارم با من عهد بست كه ایمان هیچ بنده اى را نپذیرد ، مگر با دوستى اهل بیتم .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : نخستین چیزى كه [روز قیامت] درباره آن از بنده مى پرسند ، دوستى ما اهل بیت است .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : ایمان ، جز با دوستى ما اهل بیت ، كامل نمى شود .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هرچیزى را بنیادى است و بنیاد دین، دوستى ما اهل بیت است .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : بنیاد اسلام ، دوستى من و دوستى اهل بیتم است .

 

  1. .امام باقر علیه السّلام : دوستى ما اهل بیت ، [مایه] انتظام دین است .

 

  1. .امام صادق علیه السّلام : اگر نه آن كه خداوند متعال ، ولایت ما را واجب كرده و به دوست داشتن ما فرمان داده بود ، شما را بر درگاه خود نگه نمى داشتیم و به خانه هایمان راه نمى دادیم .

 

 

 

v     آنان كه دوستى شان مستحب است

 

v     الف . مؤمنان

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : خداوند عزّوجل ، براى مؤمن بر مؤمن ، هفت حق واجب كرده است : او را به چشمْ بزرگ بدارد ؛ او را به دلْ دوست بدارد ؛ از مال خود به او ببخشد ؛ غیبتش را حرام شمارد ؛ به هنگام بیمارى به عیادتش برود ؛ در تشییع جنازه اش شركت كند ؛ و پس از مرگش جز به نیكى از او یاد نكند .

 

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : محبّت مؤمن به مؤمن در راه خدا ، از بزرگ ترین شاخه هاى ایمان است .

 

  1. .امام صادق علیه السّلام : با منافق به زبانْ مدارا كن و دوستى ات را براى مؤمنْ خالص ساز و اگر یهودى اى نیز با تو همنشین شد ، با او خوش مجلس باش .

 

v     ب . عالمان

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : عالم باش ، یا آموزنده ، یا شنونده ، و یا دوستدار آنان . پنجمین مباش كه هلاك مى شوى .

 

  1. .امام صادق علیه السّلام : عالم باش ، یا آموزنده ، و یا دوستدار اهل علم . چهارمین مباش كه به سبب دشمنى با آنان هلاك مى شوى .

 

  1. .امام على علیه السّلام : عاقل ، سزاوار آن است كه با عالمان و نیكان ، بسیار مصاحبت كند و از همنشینى با بدان و تبهكاران بپرهیزد .

 

  1. .امام باقر علیه السّلام : دانش ، گنجینه اى است كه پرسش ، كلید آن است . پس ـ خدایتان رحمت كند ـ بپرسید ، كه در راه دانش به چهار تن پاداش داده مى شود : پرسنده ، گوینده ، شنونده و دوستدار آنان .

 

v     ج . عاقلان

  1. .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : مصاحبت با عاقل ، مایه فروتنى است و مصاحبت با احمق ، مایه كاستى در دنیا ، پشیمانى به هنگام مرگ و زیان در آخرت است .

 

  1. .امام على علیه السّلام : اشكالى ندارد كه با عاقلْ مصاحبت كنى ، گرچه كرم او را نستایى؛ لیكن از عقل او بهره گیر و از خوى بدش خود را نگه دار . مصاحبت با شخص كریم را فرو مگذار ، گرچه از عقلش بهره مند نشوى ؛ لیكن با عقلت از كرم او بهره مند شو ؛ امّا تا مى توانى از شخص بخیلِ احمق بگریز .

 

v     د . نیك خواهان

 

v     قرآن

پس [صالح] از آنان روى گرداند و گفت : اى قوم من! رسالت پروردگارم را به شما رساندم و برایتان نیك خواهى كردم ؛ لیكن شما نیك خواهان را دوست ندارید .

 

v     حدیث

  1. .امام على علیه السّلام : در مردمى كه نه خود نیك خواهانند و نه نیك خواهان را دوست دارند ، خیرى نیست .

 

  1. .امام على علیه السّلام : محبوب ترینِ مردم نزد تو ، باید كسى باشد كه تو را به راه هاى صوابْ هدایت كند و عیب هایت را برایت آشكار كند .

 

  1. .امام على علیه السّلام : محبوب ترینِ مردم نزد تو ، باید شخص مهربانِ نیك خواه باشد .

 

  1. .امام على علیه السّلام : هیچ دلسوزى ، همچون دوست نیك خواه نیست .

 

 

 

v     هـ . نیكان

14.امام صادق علیه السّلام : دوست داشتن نیكان ، براى نیكانْ ثواب است ؛ و دوست داشتن بدان ، براى نیكانْ فضیلت است ؛ و دشمنى بدان با نیكان ، زیور نیكان است؛ و دشمنى نیكان با بدان ، ننگى است براى بدان .

 

15.مام على علیه السّلام : بهترین انتخاب ، دوستى با نیكان است .

 

16.مام على علیه السّلام : اى دانشجو ! دانش را فضیلت هاى بسیارى است ؛ بنیادشْ فروتنى است ، راهنمایش هدایت است و رفیقش دوستى نیكان .

 

v     و . راهنمایان به سوى خیر

17.مام على علیه السّلام : بهترینِ یاران ، كسى است كه تو را به سوى خیر راهنمایى مى كند .

 

18.مام على علیه السّلام : یاور بر [كار] خیر ، بهترینِ یاران است .

 

19.مام على علیه السّلام : در راه خدا كسى را دوست بدار كه با تو بر اصلاح دینْ مى جنگد و یقین نیكو را نصیبت مى كند .

 

v     ز . یادآوران خدا

20 : [اصحاب] گفتند : «اى رسول خدا ! كدام یاران بهترند ؟» فرمود : «یارى كه هرگاه خداوند تبارك و تعالى را یاد كردى ، به تو یارى رساند و اگر فراموشش كردى ، به یادت آورد» . گفتند : «اى رسول خدا! ما را به نیكان خود راهنمایى كن تا آنان را براى دوستى و همنشینى انتخاب كنیم» . فرمود : «آرى ، كسانى كه هرگاه دیده شوند ، از خدا یاد شود» .

 

v     ح . فقیران

21.سول خدا صلّى الله علیه و آله ـ به ابوذر ـ : تو را به دوستى مسكینان و همنشینى با آنان سفارش مى كنم .

 

22.سول خدا صلّى الله علیه و آله : هرچیزى را كلیدى است و كلید بهشت ، دوست داشتن مسكینان و فقیران است .

 

23.سول خدا صلّى الله علیه و آله : فقیران را دوست بدارید و با آنان ، همنشینى كنید .

 

24.سول خدا صلّى الله علیه و آله : پروردگارم مرا به [داشتن] هفت صفت فرمان داد : مسكینان را دوست بدارم و به آنان نزدیك شوم ؛ ذكر «لا حول ولا قوّة إلّا بالله» را فراوان بگویم ؛ پیوند با خویشانم را نگسلم ، اگر چه آنان بگسلند ؛ به فرو دست خود بنگرم ، نه به فرا دست خود ؛ در راه خدا از نكوهش هیچ نكوهشگرى نهراسم ؛ حق را بگویم ، گرچه تلخ باشد ؛ و از هیچ كس ، چیزى درخواست نكنم .

 

25.رشاد القلوب : از امیر مؤمنان علیه السّلام منقول است كه پیامبر صلّى الله علیه و آله در شب معراج از پروردگارش پرسید: «پروردگارا ! كدام یك از اعمالْ برتر است ؟» خداوند متعال فرمود : «هیچ چیز نزد من ، برتر از توكّل به من و خشنودى به آنچه روزى كرده ام ، نیست . اى محمّد! دوستى من براى كسانى كه در راه من با یكدیگر دوستى مى كنند ، قطعى است . . . اى احمد! دوستى من ، دوستى فقیران است. پس فقیران را نزدیك ساز و نشستگاه آنان را به خود نزدیك كن . دولتمندان را دور ساز و نشستگاه آنان را از خود دور كن ؛ زیرا فقیران ، دوستان من هستند .

 

26.لى بن اسباط ـ از معصومان علیهم السّلام نقل مى كند ـ : از جمله پندهاى خداوند عزّوجل به عیسى علیه السّلام آن بود كه : «اى عیسى ! با دین و دوستى مسكینان ، خود را بیاراى ، و بر زمین ، آرام گام نه.

 

27.امام صادق علیه السّلام : مسكینانِ مسلمان را دوست بدارید ، كه هركس آنان را حقیر شمارد و بر آنان بزرگى بفروشد ، از دین خدا لغزیده است و خداوند ، او را حقیر كردهْ دشمنش مى دارد . پدرمان رسول خدا فرمود : پروردگارم به من فرمان داد تا مسكینانِ مسلمان را دوست بدارم . بدانید هركس مسلمانى را حقیر شمارد ، خداوند ، دشمنى و حقارت را بر او خواهد فرستاد ، تا آنجا كه مردم دشمنش مى دارند ، حال آن كه دشمنى خدا شدیدتر است . پس درباره برادرانِ مسلمان و مسكین خودْ از خدا بترسید ، كه آنان را بر شما این حق است كه دوستشان بدارید ؛ زیرا خداوند به فرستاده اش فرمان داد كه آنان را دوست بدارد . پس هركه آن را كه خداوند به دوستى اش فرمان داده ، دوست نداشته باشد ، نافرمانى خدا و پیامبرش كرده است ، و هركه از خدا و فرستاده اش نافرمانى كند و بر آن حالت بمیرد ، در حال گمراهى مرده است .

 

27.حسین بن نعیم صحّاف : امام صادق علیه السّلام فرمود : «اى حسین ! برادرانت را دوست دارى ؟» گفتم : «آرى» . فرمود : «به فقیرانشان سود مى رسانى ؟» گفتم : «آرى» . فرمود : «هان ! بر تو لازم است كسى را كه خدا دوست مى دارد ، دوست بدارى . هان! به هیچ یك از آنان سودى نمى رسانى، مگر آن كه دوستش داشته باشى».

 

v     ك . كودكان

35.سول خدا صلّى الله علیه و آله : كودكان را دوست بدارید و به آنان رحم كنید و هرگاه به آنان وعده اى دادید ، به آن وفا كنید كه آنان ، تنها این را مى دانند كه شما روزى رسان آنان هستید .

 

36.امام صادق علیه السّلام : موسى بن عمران علیه السّلام گفت : «پروردگارا ! كدام یك از اعمالْ نزدت برتر است ؟» . خداوند فرمود : «دوست داشتن كودكان ، كه آنان را بر توحید خود سرشته ام و چون آنان را بمیرانم ، به رحمت خویش ، آنان را به بهشت خود وارد مى كنم» .

 

  1. .امام صادق علیه السّلام : مردى نزد رسول خدا آمد و گفت : «هرگز كودكى را نبوسیده ام» . چون آن مرد رفت ، رسول خدا فرمود : «به نظر من ، این مرد ، دوزخى است» .

 

38.انس بن مالك : رسول خدا با كودكان مهربان تر بود . ایشان فرزند شیرخوارى داشت كه به دایه اى در حومه مدینه سپرده بود تا او را شیر دهد . شوهر آن دایه ، آهنگر بود . حضرت ـ در حالى كه ما با ایشان بودیم ـ براى دیدن آن كودك مى رفت ، حال آن كه خانه آهنگر ، پُر از دود شده بود . پس حضرتْ آن كودك را مى بویید و مى بوسید و سپس باز مى گشت .

 

v     ل . فرزند

39.امام على علیه السّلام ـ در حكمتهاى منسوب به ایشان ـ : بر تو واجب است كه به فرزندت بیش از مهربانى اش به تو ، مهربانى كنى .

 

40.امام صادق علیه السّلام : خداوند به بنده اى كه به فرزندش محبّت شدید دارد ، رحم مى كند .

 

41.ابو هریره : رسول خدا در حالى كه اقرع بن حابس تمیمى نزد ایشان نشسته بود ، حسن بن على علیهما السّلام را بوسید . اقرع گفت : «من ده فرزند دارم و تاكنون هیچ یك از آنان را نبوسیده ام» . رسول خدا به او نگاهى كرد و فرمود : «هركه رحم نكند ، به او رحم نكنند» .

 

42.بحارالأنوار ـ از ابو هریره ـ : رسول خدا حسن و حسین علیهما السّلام را مى بوسید كه عیینه ـ و به روایت دیگرى ، اقرع بن حابس ـ گفت : «من ده فرزند دارم و هرگز هیچ یك از آنان را نبوسیده ام» . حضرت فرمود : «هركه رحم نكند ، به او رحم نكنند» ، و ـ به روایت حفص فراء ـ رسول خدا خشمگین شد تا آنجا كه رنگش دگرگون گشت و به آن مرد فرمود : «اگر خداوند ، مهربانى را از قلبت بركَنده است ، من با تو چه كنم ؟ هركه به كوچك ما مهربانى نكند و بزرگ ما را عزیز ندارد ، از ما نیست» .

 

v     م . همسایه

43.امام صادق علیه السّلام ـ به داوود بن سرحان ـ : اى داوود ! صفت هاى اخلاقى والا به یكدیگر پیوسته اند كه خداوند ، آنجا كه بخواهد ، آنها را قسمت مى كند . . . و [از جمله آنهاست :] ابراز دوستى به همسایه و دوست .

 

v     ن . دوست پدر

44.رسول خدا صلّى الله علیه و آله : دوستىِ [با دوست] پدرت را حفظ كن و پیوندت را از او مَبُر كه خداوند ، نور [وجود تو را خاموش مى كند .

 

45.رسول خدا صلّى الله علیه و آله : از جمله نیكى ها، آن است كه با دوستِ پدرت بپیوندى .

 

46.ابن ابى عمیر : هرگاه امام صادق علیه السّلام مى دید كه فضیل بن یسار مى آید ، مى فرمود : «به فروتنانْ بشارت ده» . همچنین مى فرمود : «فضیل از یاران پدرم است . من دوست مى دارم كسى را كه یاران پدرش را دوست بدارد» .

 

v     س . كسى كه با تو دشمنى نكند

47.امام على علیه السّلام : سزاوارترین كس به دوستى ، آن است كه با تو دشمنى نكند .

 

48.امام على علیه السّلام : آن كه با تو دشمنى نكند ، با تو دوستى كرده است .

 

49.امام على علیه السّلام : هركه از آزارش ایمن باشى ، به برادرى با او رغبت كن .

 

v     ع . آن كه سودش براى تو و زیانش براى دیگرى است

1.امام على علیه السّلام : سزاوارترین كس به دوستى ، آن است كه سودش براى تو و زیانش براى دیگرى باشد .

 

v     ف . گوناگون

v     قرآن

و كسانى كه پیش از آمدن مهاجرین، [در مدینه] جاى گرفته و ایمان آورده اند، آنهایى را كه به سویشان مهاجرت كرده اند ، دوست مى دارند و نسبت به آنچه به آنان داده شده است ، در سینه هایشان نیازى نمى یابند و دیگران را بر خود ، مقدّم مى دارند ، هرچند خود نیازمند باشند . هركه از بخل نفس خود ایمن ماند ، ایشان رستگارند .

 

v     حدیث

2.رسول خدا صلّى الله علیه و آله : اى مردم، بر شما باد دوستى اهل بیتم ! بر شما باد دوستى حاملان قرآن! بر شما باد دوستى عالمانتان ! با آنان دشمنى مكنید ، بر آنان حسد مبرید و از آنان عیبجویى مكنید . هان ! هركه آنان را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هركه مرا دوست بدارد ، خدا را دوست داشته است . هركه با آنان دشمنى كند ، با من دشمنى كرده است و هركه با من دشمنى كند ، با خدا دشمنى كرده است . هان ! آیا [پیام حق را رساندم ؟

 

3.رسول خدا صلّى الله علیه و آله : فرزندانتان را به داشتن سه صفت پرورش دهید : دوست داشتن پیامبرتان ، دوست داشتن اهل بیت او و خواندن قرآن ؛ زیرا حاملان قرآن ، در روزى كه سایه اى جز سایه خدا نیست ، همراه با پیامبران و برگزیدگان خدا در سایه اش قرار دارند .

 

4.رسول خدا صلّى الله علیه و آله : من در روز قیامت ، شفیع چهار تن هستم : آن كه فرزندان مرا گرامى دارد ؛ آن كه نیازهایشان را برآورد ؛ آن كه براى حلّ مشكلاتى كه گرفتارشان ساخته است ، بكوشد ؛ و آن كه با دل و زبانْ دوستشان بدارد .

 

5.امام على علیه السّلام : دوست ، همچون وصله [بر جامه] است ، پس آن را همانند [و همرنگ] خود برگزین .

 

6.امام على علیه السّلام : رفیقِ [سفر ـ كه رفاقتش غالباً كوتاه مدت است ـ نیز] همچون دوست است . پس او را [از جنس] مناسب خود انتخاب كن .

 

7.امام على علیه السّلام : معاشرت با سرآمدان و دانشمندان ، باعث رفعت و بلندى مرتبت است .

 

8.امام على علیه السّلام : هر دوستى كه دوران سختىْ او را نصیب تو ساخته است ، نیك نگه دار .

 

9.امام على علیه السّلام : قلب خود را بر مهربانى به مردم و لطف و رحمت بر آنان ، آگاه ساز و بر آن بگمار .

 

10.امام على علیه السّلام : بهترین مصاحبِ تو ، كسى است كه تو را شیفته آخرت كند و به دنیا بى رغبت سازد و در فرمانبرى از خداوند ، یاورت باشد .

 

11.امام على علیه السّلام : با كسى مصاحبت كن كه هرگاه او را ببینى ، گویى همواره به تو نیازمند است و اگر به او بدى كنى ، به تو نیكى كند ، گویى كه او بدى كرده است .

 

12.امام على علیه السّلام : بهترین مصاحبِ تو ، كسى است كه تو را به داورى [كسى] میان او و تو نیازمند نكند .

 

13 .امام على علیه السّلام : برادرى كه از او بهره مند شوى [و چیزى بیاموزى] ، بهتر است از برادرى كه بر [دانش] او بیفزایى .[1]

 

14.امام على علیه السّلام ـ در حكمت هاى منسوب به ایشان ـ : همنشینى با كارآزمودگانْ پیشه كن ؛ زیرا این تجربه ها برایشان به گران ترین قیمتْ تمام شده است ، حال آن كه تو آنها را از ایشان به ارزان ترین قیمت ، به دست مى آورى .

 

15.امام على علیه السّلام ـ در حكمت هاى منسوب به ایشان ـ : انسان به كمال فضیلت نمى رسد ، مگر آن گاه كه همزمان ، دوست دو كس باشد كه دشمن یكدیگرند .

 

16.امام على علیه السّلام ـ در حكمت هاى منسوب به ایشان ـ : محبوب ترین مردم نزد تو ، كسى است كه نیكى هاى بسیار در حقّت كرده است . اگر چنین كسى نبود ، آن كسى است كه نیكى هاى بسیارى در حقّش كرده اى .

 

17.امام على علیه السّلام ـ در حكمت هاى منسوب به ایشان ـ : با كسى مصاحبت كنید كه نیكى هاى شما را در حقّ خود ، به یاد مى سپارد و نعمت هاى خود را بر شما فراموش مى كند .

 

18.امام صادق علیه السّلام مى فرمود : با كسى مصاحبت كن كه خودت را بدو بیارایى . با كسى مصاحبت مكن كه خود را به تو مى آراید .

 

19.لقمان ـ به فرزندش ـ : پسركم! با خویشانت بپیوند و برادرانت را گرامى بدار . دوستانت كسانى باشند كه هرگاه از آنان جدا شدى و از تو جدا شدند، به سبب آنها بر تو عیب نگیرند .

 

20.ربیع بن فضل ـ از شعرهاى [منسوب به] على بن ابى طالب علیه السّلام ـ : پسركم ، چه بسیار با دوستانى نیرنگباز ، دوستى كردى! ؛ پس هر گاه دوستى مى كنى ، بنگر با چه كسى دوستى كرده اى . / كسى را به دوستى برگزین كه هرگاه با او دوستى كردى؛ حقّ برادرى را نگاه دارد و در دفاع از تو بجنگد . / از چاپلوسان پست ، بپرهیز كه آنان ؛ در سختى هاى روزگار ، بر ضدّت با دیگر مشكلات ، همداستان مى شوند .

 

21.امام على علیه السّلام ـ در دیوان منسوب به ایشان ـ : هرگاه انسان ، سه چیز را نگاه ندارد ؛ او را گرچه به مشتى خاكستر ، بفروش . / وفادارى براى دوست ، بخشش مال . و راز نهفتنِ در دل .

 

 

 

 

 

آنان كه دوستى شان حرام است

الف . دشمنان خدا


     حدیث

ü      .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركس به خدا و روز قیامت ایمان دارد ، با هیچ كافرى ، برادرى و با هیچ فاجرى ، مصاحبت نكند . هركس با كافرى ، برادرى یا با فاجرى مصاحبت كند ، خود ، كافرى فاجر است .

 

ü      .امام على علیه السّلام : مبادا كه دشمنان خدا را دوست بدارى و یا دوستى ات را براى غیر دوستان خدا ، خالص گردانى ؛ زیرا هركه مردمى را دوست بدارد ، با آنان محشور خواهد شد .

 

ü      .امام على علیه السّلام : با كافرْ دوستى و با جاهلْ مصاحبت مكنید .

 

ü      .علاء بن فضیل ـ از امام صادق علیه السّلام ـ : هركس كافرى را دوست بدارد ، با خدا دشمنى كرده است و هركه با كافرى دشمنى كند ، خدا را دوست داشته است . سپس فرمود : دوستِ دشمن خدا ، دشمن خداست .

 

v     ب . ستمكاران

·        قرآن

به ستمكاران میل مكنید كه آتش ، بسوزاندتان و در برابر خدا ، شما را دوستانى نخواهد بود ، و آن گاه یارى نخواهید شد .

 

v     حدیث

ü      .امام صادق علیه السّلام ـ در تفسیر آیه «به ستمكاران میل مكنید كه آتش بسوزاندتان» ـ : مقصود شخصى است كه نزد سلطانى برود و به مقدارى كه سلطان ، دستش را در كیسه اش كند و [از آن] به او عطایى بدهد ، آرزومند زنده ماندنش باشد .

 

ü      .حسن بن على بن فضّال ـ از صفوان بن مهران جمّال ـ : نزد امام موسى كاظم علیه السّلام رفتم. ایشان به من فرمود: «اى صفوان! همه رفتارت خوب است ، جز یك چیز». گفتم : «فدایت شوم ! چه چیز ؟» فرمود : «كرایه دادن شترهایت به این مرد ، یعنى هارون» . گفتم : «به خدا سوگند ، براى سرمستى و لهو یا شكار ، شترهایم را به او كرایه نمى دهم ؛ بلكه براى پیمودن این راه (راه مكه) آنها را كرایه مى دهم و خودم نیز همراه او نمى روم و غلامانم را براى این كار، راهى مى كنم».

 

 

حضرت به من فرمود : «اى صفوان! آیا كرایه تو را باید بپردازند ؟» . گفتم : «فدایت شوم ، آرى!» . فرمود : «آیا دوست دارى تا زمانى كه كرایه ات را دریافت مى كنى ، زنده بمانند ؟» . گفتم : «آرى» . فرمود : «هركس خواستار بقاى آنان باشد ، از آنان است و هركس از آنان باشد ، به دوزخ مى رود» .

صفوان مى گوید : من نیز رفتم و همه شترهایم را فروختم .

خبر این ماجرا به هارون رسید و او مرا خواند و به من گفت : «اى صفوان! شنیده ام كه شترهایت را فروخته اى ؟» گفتم : «آرى» . گفت : «چرا ؟» گفتم : «من پیرمردى فرتوت هستم و غلامانم نیز كارها را درست انجام نمى دهند» .

هارون گفت : «هیهات ! این طور نیست . من مى دانم چه كسى تو را به این كار وا داشته است ؛ موسى بن جعفر» . گفتم : «مرا چه به موسى بن جعفر!» . گفت : «دست بردار! به خدا سوگند ، اگر به جهت خوش معاشرتى ات نبود ، تو را مى كشتم» .

 

ج . آن كه از اجتماع مسلمانان ، رویگردان شود

ü      .رسول خدا صلّى الله علیه و آله : هركه از اجتماع مسلمانان رویگردان شود ، بر مسلمانان ، غیبتش واجب و عدالتش میان آنان ، ساقط مى شود و تركش واجب مى گردد .

 

دوستى در قرآن و حدیث

قالب وبلاگ